نقد نازنین امردادی بر مجموعه يكي از زن ها دارد مي ميرد
این نقد در روزنامه حیات نو به چاپ رسید.
كمتر پيش آمده كه نويسندگان ايراني به مجموعه داستان هايي كه چاب مي كنند به مثابه يك كليت نگاه كنند.در اغلب موارد بين داستان هايي كه در كنار هم چاپ مي شود هيچ ارتباطي وجود ندارد جز اينكه در يك دوره زماني خاص نوشته شده اند. مجموعه داستان يكي از زن ها دارد مي ميرد هيج حسني نداشته باشد اين حسن را دارد كه داستان هايش با هم ارتباط برقرار مي كنند و دورنمايه هايي در اغلب آن ها تكرتر مي شود. يكي از اين دورنمايه هاي تكرار شونده كلاغ هايي هستند كه در اغلب داستان ها حضور دارند.داستان دو صفحه يي ـ افسانه كلاغ ها ـ كه در ابتداي كتاب آورده شده است از اين جهت مقد م بر حضور كلاغ ها در داستان هاي بعد است. در اين داستان شاهد مسخ پسر عمي راوي و تبديلش به كلاغ هستيم كه در نهايت به مرگش منجر مي شود. اين داستان اگر چه به خودي خود ارزش چنداني ندارد اما با توجه به نقش كاركرديش در ساختار كتاب از ارزش خاصي بر خودار مي شود. داستان ـ يكي از زن ها دارد مي ميرد ـ نيز به گونه يي پارودي كلاغ نشان هزار و يك شب است: دو برادر ،شاه كلاغ و كلاغ سار ،پادشاه دو سرزمين هستند، شاه كلاغ به قصد ديدار برادر از شهر خارج مي شود، شبانگاه و از تيمه راه ، برايبرداشتن گوهري كه در شهر جا گذاشته است به قصر خود بر مي گرددو .. داستان بعدي كه كلاغ ها حضور عمده يي در آن دارند،داستان ـ چهارده روايت از قتل شاعر قرن چهردهم ـ است. اين داستان با مقدمه يي در باب هرج و مرج در جامعه كلاغ ها شروع مي شود و بعد سعي مي كند به شيوه يي نو داستان قتل نويسندگان را تعريف كند. در داستان ـ يكي از زن ها دارد مي ميرد ـ نيز كلاغ ها و صداي قار قار شان بر داستان چير ه هستند. دورنمايه مشترك ديگري كه در داستان هاي كتاب به چشم مي خوردند،نياز به داستان گفتن و اجبار راويانو شخصيت ها براي تعريف كردن داستان است. در داستان يكي از زن ها ... شهرزاد كه مجبور بوده است هزار و يك شب براي پادشاه قصه بگويد،حالا در سفر خانه يي خستگي در مي كند و هر كسي كه وارد سفره خانه بشود بايد داستاني باور نكردني براي او بگويد تا شهرزاد را از كام مرد نجات دهد. اگر در اين داستان راهي براي فرار از مرگ است ،در داستان ـ قصه يي كوته براي پري ناز ـ اين كار راهي است براي دستيابي به عشق.پري ناز دختري است كه علاقه مند پسري مي شود كه قشنگ ترين قصه را براي او بنويسدو اين كل داستان تلاش راوي است براي نوشتن قصه يي كوتاه براي پري ناز. در داستان همه يك روز زودتر مي ميرند نيز اين كار راهي براي مبارزه با مر گ است. راوي كه با مر گ و مر دگان احاطه شده است،تعريف كردن وقايعي را كه بر او چذشته است راهي مي يابد براي زنده ماندن. داستان ـ خورخه و خاكستر مرد عاشق ـ نيز به شيوه يي شبه بورخسي ، زنجيره يي است از داستان هايي كه با هم تداخل مي كنند و شخصيت هاو داستان هايي كه بر هم منطبق مي شوند و به هم تبديل مي شوند.